شبی در بی نهایت
سلام این وبلاگ میس هستی هست چون از اون جایی که موضوعات مختلفی توسایت گزاشته می شه واختصاصی هم نیست هر مطلب جالبی روکه پیدا کردم براتون اپ می کنم.
آیا می دانستید که امروز حتا پس از گذشت ١۴ سده هنوز مردمانی در ایران به زبان پهلوی با یکدیگر گفت و گو می کنند ؟ اصولاً غیرت در فوتبال ما نقش مهمی دارد، وقتی از نظر تاکتیکی مچاله می شویم و حریف ما را می فرستد گوشه رینگ و ابر و باد و مه و خورشید و خداداد عزیزی به دادمان می رسند و برخلاف استحقاقمان استرالیا را می بریم، همه می گویند تیم غیرت داشت، بازیکن ها غیرت داشتند! - سبیل دسته دوچرخه ای بگذارید و موهایتان را فرفری کنید، اگر داور گیر نداد کفش پاشنه تخم مرغی و دستمال یزدی هم توصیه می شود، اگر داور خودی بود پنجه بکس و قمه بگذارید توی شورتتان و به زمین بروید، به کارتان می آید! توصیه ایمنی: مصرف بیش از حد غیرت موجب پشیمانی است،
پسران به 5 دسته تقسیم میشوند: به گزارش جام جم آن لاین، استفاده از نوعی ملاط ساخته شده از برنج، علت اصلی پایداری دیوار چین در طول قرنها بوده است. سلوم تبریک می گم قهرمانی پرسپلیس اون شب از خوشحالی خوابم نبرد بابا چه غوغایی بود تو خیابونا دخترها:
در ١۵۰ کیلومتری غرب شهر کرمانشاه و در قلب کوه های دالاهو، در منطقه ای که آن را ریژاو می خوانند روستایی دور افتاده ، کوچک و بسیار زیبا با نام زرده وجود دارد که در دل خود رازی شگفت آور را پنهان نموده است و آن سخن گفتن مردم آن به زبان پهلوی ساسانی می باشد .
روستای زرده از یک سو به کوهی صخره ای تکیه داده است و از سویی دیگر به " دیوار ستبر یزدگرد" و " قلعه ی عظیم ساسانی" محدود می گردد. جمعیت آن تنها۴۵۰ تن است و در میان آن همه روستا در آن منطقه،تنها اهالی این روستا می توانند به زبان کهن سخن بگویند واین خود بر شگفتگی ناظران می افزاید.
از فراز کوه بلند ِ صخره ای، در آن جا که مقبره ی بابا یادگار قرار دارد و در میان انبوهی از درختان سرو ِ کهن سال، آب چشمه ای خروشان و زلال به سمت روستای زرده جاریست که در کنار آن به هر ایرانی میهن دوست احساسی عجیب همراه با دل تنگی از آن زبان و تاریخ کهن دست می دهد.
آیا می دانستید که نزدیک به تمامی مردم ایران از نام اصلی بزرگ ترین شاعر میهنی ایران و افتخار جاودان ایرانیان و زبان پارسی بی خبرند و او را با نامی خطاب می کنند که آمیخته ای از عنوان، لقب، تخلص و نسبت زادگاه این شاعر بزرگ است؟
حسن که در سال ٣۲۹ هجری قمری از پدری دهقان با نام « علی» در روستای« باژ» در نزدیکی شهر طوس خراسان به دنیا آمد، تا پیش از به دنیا آمدن پسرش قاسم ، به « حسن ابن علی» شناخته می شد. بعد ها با به دنیا آمدن پسرش قاسم، لقب ابوالقاسم (پدر قاسم) گرفت و سپس با برگزیدن نام هنری و تخلص فردوسی به سرودن بزرگ ترین سند زنده بودن زبان پارسی و یاد نیاگان ایرانی، یعنی شاهنامه پرداخت.
حسن (یا حسن ابن علی) امروز با نام حکیم ابوالقاسم فردوسی طوسی که به ترتیب عنوان، لقب، تخلص و نسبت زادگاه این شاعر یزرگ ایران است در قلب هر ایرانی جایگاهی ابدی یافته است.
آیا می دانستید که در جهان یک کشور دیگر نیز وجود دارد که مردمانش آریایی هستند و ایران نام دارد ؟
واژه ی ایران واژه ای مرکب است که از دو بخش ایر به معنی آریایی و ان که هم نشانه ی جمع و هم پسوند مکان به معنی جا و سرزمین است، تشکیل شده است، و از این رو ایران هم به معنی آریایی ها و هم به معنی سرزمین آریایی ها است.
در زبان انگلیسی سرزمین را " لند " Land می گویند و به سرزمینی که محل زندگی آریایی ها است " ایرلند " می گویند که درست معنی ایران را می دهد و این همان کشوری است که همسایه ی شمالی انگلستان است و مردمانش هم آریایی هستند.
کوتاه آن که ایران و ایرلند دو نام درست هم معنی در دو زبان برای دو سرزمین است که مردمانشان هم نژاد و آریایی هستند.
در قسمتهایی از فیلم که دکتر مایک را باردار میبینیم، او واقعا باردار است. او در زمان ساخت این مجموعه صاحب 2 پسر 2 قلو شد. اگر چه این اتفاق...
مدتی است که پخش مجدد سریال پزشک دهکده در بخش شبانگاهی شبکه یک سیما آغاز شده است. اگرچه ممکن است چنین به نظر برسد که تکراری بودن این مجموعه تلویزیونی سبب از دست دادن طیف وسیعی از مخاطبان برنامههای شبانگاهی این شبکه تلویزیونی شود، اما باید پذیرفت که داستان جذاب و دوستداشتنی این مجموعه میتواند علیرغم تکراری بودن این سریال، بیننده را مجبور به تنظیم برنامه خود کند تا بتواند باوجود خستگیهای ناشی از کار روزانه پای تلویزیون بنشیند و بیننده این مجموعه تلویزیونی باشد.
پزشک دهکده که در 150 قسمت 50 دقیقهای ساخته شده است، برای نخستین بار در اول ژانویه سال 1993 از شبکه CBS به روی آنتن رفت. این سریال با نام اصلی دکتر کوئین، زن درمانگر و به کارگردانی تب سالیوان ساخته شده است. اگرچه پزشک دهکده یک سریال وسترن محسوب میشود، اما باید گفت که کمتر از قاعده فیلمهای وسترن تبعیت کرده است. در اغلب فیلمها و سریالهای وسترن شخصیت اصلی داستان مردی است که به قانون احترام میگذارد و با افرادی که هریک به گونهای قانون را زیر پا میگذارند، مبارزه میکند. بنابراین با توجه به آنچه گفته شد میتوان گفت این مجموعه، سریال متفاوتی است که در برقراری ارتباط با مخاطبان و جلب رضایت آنها بسیار موفق بوده است.
یکی از مهمترین جذابیتهای این مجموعه تلویزیونی این است که تغییرات سنی بازیگران در روند ماجرا و حوادث داستان کاملا مشهود است و به این ترتیب داستان طبیعیتر و واقعیتر به نظر میرسد. در مجموعه تلویزیونی «قصههای جزیره» این ویژگی دیده میشود و به همین علت این مجموعه تلویزیونی نیز توانست عنوان یکی از پربینندهترین سریالهای تلویزیونی خانوادگی را از آن خود سازد. طراح اصلی پزشک دهکده تبسالیوان است که پیش از این با بخش تلویزیونی کمپانی فاکس همکاری داشته است. او که از اعضای سابق انجمن نویسندگان آمریکاست با همکاری 5 گروه نویسنده، نوشتن فیلمنامه این مجموعه تلویزیونی را به عهده داشته است. جالب است بدانید برای اینکه ماجرای اصلی داستان دستخوش تحریف نشود همه نویسندگان ملزم به تماشای قسمتهای مختلف سریال بودهاند. شخصیت اصلی داستان مایکلا کوئین یا همان دکتر مایک است که پس از مرگ پدر به دهکدهای دورافتاده میرود. همه حوادث در دهه 1860 میلادی در این دهکده اتفاق میافتد. اگرچه اهالی این دهکده دکتر مایک را به عنوان یک پزشک نمیپذیرند، اما او سعی میکند با ایفای نقش خود به عنوان یک پزشک، همسر و مادر فداکار بر مردم تاثیر بگذارد و آنها را با خود همراه سازد. اگرچه در قسمتهای پایانی خانواده دکتر مایک برای دیدن کالین و حضور در مراسم فارغالتحصیلی او به بوستون میروند اما علیرغم جذابیتهای بوستون تصمیم میگیرند به کلرادو اسپرینگز بازگردند و به زندگی در این دهکده ادامه دهند. رابطه عاطفی بین سالی همسر دکتر مایک که مظهر توانایی، غرور و مردانگی است و همچنین کشمکشهای میان آنها یکی از جذابترین جلوههای این مجموعه تلویزیونی است که سبب افزایش محبوبیت این سریال در نزد مخاطبان شده و عوامل و سازندگان آن را به ساخت 6 سری از این مجموعه تلویزیونی تشویق کرد. ماجراها و حوادث داستان در پزشک دهکده چنان حقیقی به نظر میرسد که حتی با گذشت چند سال از پخش اول این مجموعه تلویزیونی، همچنان این سریال یکی از پربینندهترین برنامههای تلویزیونی است و پخش مجدد آن در بسیاری از کشورها مورد توجه قرار گرفته است.
آخرین حضور جین سیمور در پزشک دهکده
پس از پایان مجموعه تلویزیونی پزشک دهکده، در سالهای 1999 و 2001 میلادی 2 فیلم سینمایی 90 دقیقهای از این مجموعه ساخته شد که بسیار مورد توجه قرار گرفت. در فیلم سینمایی «احساس درون»، آخرین حضور دکتر کوئین که در سال 2001 به نمایش درآمد، 9 سال پس از ورود او به کلرادو اسپرینگز به تصویر کشیده شده بود. در این فیلم که در کانادا فیلمبرداری شده است جین سیمور علاوه بر اینکه همچون مجموعه تلویزیونی پزشک دهکده ایفای نقش دکتر مایک را به عهده داشته است، مجری طرح فیلم نیز بوده است. با وجود اینکه در سال 2001 میلادی بسیاری از بازیگران و عوامل ساخت این مجموعه آمادگی خود را برای مشارکت در ساخت ادامه داستان و یا یک مجموعه تلویزیونی جدید اعلام کردند، شبکه تلویزیونی CBS درخواست آنها را نپذیرفت. پزشک دهکده علاوه بر اینکه در جذب مخاطبان موفق بوده است، توانسته است با مورد توجه قرار دادن مفاهیم اخلاقی و ارزشهایی فراتر از مسائل روزمره بسیاری از منتقدان مجموعههای تلویزیونی را نیز با خود همراه سازد. اگرچه اغلب داستانها و حوادث این مجموعه ساختگی هستند، اما برخی شخصیتها و اتفاقات آن حقیقی هستند.
یکی از مشکلاتی که عوامل ساخت این مجموعه با آن مواجه شدند این بود که جولاندو ایفاگر نقش سالی در اواخر سری پنجم سریال با اعلام نارضایتی از شخصیتپردازی سالی تصمیم گرفت همکاری خود را با این مجموعه قطع کند. تب سالیوان طراح اصلی داستان نیز فیلمنامه را طوری تنظیم کرد که سالی در قسمت آخر سری پنجم از صخرهای سقوط کند. ماندن و یا نماندن او پس از این حادثه به بازگشت یا عدم بازگشت او در سری ششم موکول شد. اگرچه تصمیم گرفته شد جان اشنایدر در نقش دوست صمیمی سالی جای خالی او را در داستان پر کند، اما در نهایت باتوجه به درخواست طرفداران این مجموعه، سالی تصمیم گرفت همکاری خود را همچنان ادامه دهد. علیرغم اینکه بسیاری از شبکههای تلویزیونی مانند هالمارک و لایفتایم خواستار در اختیار داشتن حق تولید این سریال و ادامه ساخت آن بودند، شبکه CBS از فروش آن خودداری کرد. اما در سال 2003 شبکه تلویزیونی AE موفق شد حق پخش DVD این مجموعه را به دست آورد و 6 سری این مجموعه تلویزیونی و همچنین 2 فیلم نهایی ساخته شده براساس این داستان را روی دیویدی تکثیر و به بازار عرضه کند.
یکی از دیگر مشکلاتی که عوامل ساخت فیلم را به دردسر انداخت، این بود که اریکا فرورس بازیگر نقش کالین بنا به درخواست پسرش اعلام کرد که اگر دستمزدش افزایش نیابد، همکاری خود را پایان خواهد داد. بنابراین جسیکا موبن ایفای نقش کالین را به جای او به عهده گرفت و با این که این موضوع مورد اعتراض شمار زیادی از مخاطبان قرار گرفت، اما پس از مدتی، جسیکا توانست بخوبی از عهده این کار برآید و به این ترتیب، رضایت مخاطبان را به دست آورد.
داستان از چه قرار است
پزشک دهکده در حقیقت داستانی از سال 1867 میلادی را به تصویر میکشد. داستان درباره پزشکی از اهالی بوستون است که پس از مرگ پدر، از زادگاهش به روستای کوچک و دورافتادهای میرود. در دهکده کلرادو اسپرینگز دکتر مایک با شارلوت کوپر آشنا میشود. او در آنجا زندگی جدیدی را آغاز میکند و میکوشد هر طور که شده خود را با زندگی در آن دهکده تطبیق دهد، این در حالی است که او همچنان در تلاش است تا مردم را متقاعد کند او را به عنوان یک پزشک بپذیرند و به او اعتماد کنند. اگر چه در این مدت، اتفاقات زیادی رخ میدهد که شرایط دشواری را در زندگی او به وجود میآورد اما دکتر مایک سرانجام موفق میشود و بتدریج ساکنان این دهکده درمییابند که او پزشکی است که در کار خود مهارت دارد. پس از مرگ شارلوت به دلیل مارگزیدگی، بنا به درخواست خود او، دکتر مایک سرپرستی و مراقبت از فرزندانش کالین، برایان و متیو را به عهده میگیرد. پس از مدتی، مایکلا به بایرون سالی که از اهالی دهکده است، علاقهمند میشود و... در مدت زمان 8 سال ساخت این مجموعه، اتفاقات زیادی برای عوامل ساخت و بازیگران رخ میدهد که باید پذیرفت نقش بسیار مهمی در هر چه حقیقیتر جلوه دادن حوادث داستان داشته است. بزرگ شدن تدریجی هنرپیشههای خردسال فیلم مانند برایان، پسر کوچک شارلوت که از 6سالگی به 14 سالگی میرسد، یکی از جذابیتهای این مجموعه تلویزیونی است که بیش از هر چیز، مخاطب را به همراهی با داستان ترغیب میکند. باردار شدن جین سیمور هنرپیشه نقش اول این مجموعه نیز یکی از دیگر ماجراهای جالب در مدت زمان ساخت این سریال است. در قسمتهایی از فیلم که دکتر مایک را باردار میبینیم، او واقعا باردار است. او در زمان ساخت این مجموعه صاحب 2 پسر 2 قلو شد. اگر چه این اتفاق ادامه همکاری را برای او بسیار مشکل ساخته بود، اما او همچنان خستگیناپذیر به تلاش برای حضور در این مجموعه ادامه داد. تب سالیوان، کارگردان سریال پزشک دهکده که ایجاد یک تغییر اساسی در داستان را برای ساخت سری این مجموعه ضروری میدانست، پس از تصمیم جولاندو ایفاگر نقش سالی برای خروج از داستان با درخواست او موافقت کرد. بنابراین در قسمت آخر سری پنجم سریال، سالی به دلیل درگیری با سرگروهبان ارتش همراه او از صخره بلندی سقوط کرد. در قسمتهای اول سری ششم نهتنها بینندگان اصلی مخاطبان این مجموعه از زنده بودن یا نبودن سالی اطلاعی نداشتند بلکه هیچیک از هنرپیشهها و دیگر عوامل ساخت سریال نیز از این موضوع خبر نداشتند. کارگردان نیز تصمیم گرفته بود در صورت عدم بازگشت جولاندو فیلمنامه را به گونهای تنظیم کند که در یک قسمت از داستان جسد سالی پیدا شود اما اگر جولاندو تصمیم میگرفت به همکاری خود ادامه دهد او به صورت مصدوم به فیلم بازمیگشت. قرار بر این بود که در صورت کشته شدن سالی، دانیل دوست صمیمی سالی دوباره به داستان بازگشته و به عنوان همسر آینده دکتر مایک، جایگزین شخصیت اصلی مرد داستان شود. اما به علت درخواستهای مکرر بینندگان، سرانجام سالی زنده ماند. این مجموعه تلویزیونی یکی از پربینندهترین مجموعههای تلویزیونی در کشور آمریکا بوده است که تاکنون در بیش از 100 کشور دنیا روی آنتن رفته است و به این ترتیب، بازیگران آن به شهرت جهانی دست یافتند.
حوادثی واقعی در داستانی غیرواقعی
محل اصلی تصویربرداری سریال پزشک دهکده مزارع پارامونت در کالیفرنیاست که قدمتی 70 ساله دارد. سال 1927 شرکت فیلمسازی پارامونت بخشی از زمینهای لاس ویرجین را خریداری کرد و به این ترتیب این منطقه در یک دوره زمانی 25 ساله برای فیلمبرداری بسیاری از فیلمها و مجموعههای تلویزیونی وسترن هالیوودی مورد استفاده قرار گرفت. این در حالی است که پس از این تغییراتی در سیستمهای فیلمبرداری و استودیوهای این شرکت ایجاد شد که سبب شد از این پس در ساخت فیلمها و مجموعههای تلویزیونی از این منطقه برای فیلمبرداری استفاده نشود. در این منطقه بناهای مختلفی مثل زندان، فروشگاه، تلگرافخانه، سالن و خانهای قدیمی ساخته شده بود. وقتی این منطقه به عنوان محل اصلی تصویربرداری پزشک دهکده انتخاب شد، این خانه قدیمی به کلینیک دکتر مایک تبدیل شد. پس از این ساختمانهای دیگری مانند کلیسا، آرایشگاه، آهنگری، ریل قطار، ساختمان مدرسه، بانک و پستخانه روستایی نیز به مجموعه بناهای این منطقه اضافه شدند. جالب است که برای به تصویر کشیدن چگونگی ورود ابزارها و امکانات جدید به زندگی مردم، در این سریال از کتاب اختراعات آمریکا استفاده شده و به آن استناد کردهاند.
یکی از مهمترین جذابیتهای این مجموعه تلویزیونی این است که تغییرات سنی بازیگران در روند ماجرا و حوادث داستان کاملا مشهود است و به این ترتیب داستان طبیعیتر و واقعیتر به نظر میرسد
بسیاری از حوادث و اتفاقات مانند سرقت از بانک پریستون و دزدیده شدن داراییهای مردم یک داستان تاریخی واقعی هستند که در متن فیلمنامه به آنها پرداخته شده است تا داستان برای مردم حقیقیتر و ملموستر باشد. لوکیشن ساخت این سریال پس از پایان ساخت سری ششم این مجموعه همچنان به همان صورت باقیمانده و برای تصویربرداری فیلمهای دیگر از آن استفاده شده است. اما ساختمان مدرسه، پناهگاه سالی و هتل شاتو اسپرینگز از جمله بناهایی هستند که پس از ساخت سریال تخریب شدند. بدون تردید طراحی لباس و نورپردازی این مجموعه تلویزیونی نیز از جمله عواملی است که توانسته است نقش بسیار مهمی در جلب توجه مخاطبان داشته باشد. در طراحی لباس برای هر یک از شخصیتها علاوه بر نقش او در این مجموعه، بعد زمانی نیز رعایت شده است. سالی همسر مایک که سرخپوستی از قبیله شاین است معمولا لباسهای چرمی به تن میکند.
این در حالی است که پس از ازدواج او با دکتر مایک بتدریج تغییراتی در طراحی لباسهای این شخصیت ایجاد میشود. دکتر مایک نیز معمولا لباسهایی میپوشد که از لباس دیگر زنان دهکده شیکتر است.
سریال پزشک دهکده علاوه بر این که در جلب توجه و رضایت مخاطبان مجموعههای تلویزیونی خانوادگی موفق بوده، توانسته است نه تنها نامزد دریافت جوایز متعددی باشد بلکه جوایز بسیاری را نیز از آن خود کند که از این میان میتوان به دریافت جایزهای برای فیلمبرداری، طراحی، گریم و صدابرداری، دهها جایزه به عنوان بهترین فیلم خانوادگی، جایزه فیلمهای خانوادگی به سبب ترویج ارزشهای خانوادگی و همچنین دریافت جایزه جنیس به خاطر پرداختن به حقوق حیوانات و جایزه رسانههای زیست محیطی اشاره کرد.
بهترین مادر تلویزیون
یکی از مهمترین علل موفقیت مجموعه تلویزیونی پزشک دهکده بازی بسیار خوب جین سیمور در نقش دکتر مایک است. او فردی محکم و بااراده است که ارزش بسیار زیادی برای خانواده و استحکام زندگی خانوادگیاش قائل است و به همین دلیل توانسته بخوبی از عهده ایفای نقش مادری دلسوز و فداکار در این مجموعه تلویزیونی برآمده و لقب مادر مهربان تلویزیون را از آن خود کند. بسیاری از مخاطبان بر این باورند که دکتر مایک در پزشک دهکده نزدیکترین نقش به عنوان یک مادر واقعی است. او علاوه بر این که به زندگی حرفهایاش عشق میورزد، به زندگی شخصی و همچنین نقشی که به عنوان همسر و مادر در زندگی به عهده دارد، اهمیت میدهد و همواره در تلاش است تا هر طور شده رضایت همسر و فرزندانش را به دست آورد.
جین سیمور در سال 1993 با حضور در سریال پزشک دهکده به تلویزیون آمد و با بازی در این مجموعه به چهرهای شناخته شده در عرصههای جهانی مبدل شد. او از معدود هنرپیشههایی است که بهرغم بالا بودن سنش همچنان میتواند نقش خود را بخوبی ایفا کند. جین سیمور زنی خونگرم، مهربان و پرکار است. پدرش، جان فرانک برگ، یک پزشک انگلیسی بود و مادرش متیه فرانکن برگ که در جنگ جهانی دوم بدون دارو و به کمک تجربیاتی که در زندگی به دست آورده بود، زندانیان بیمار را مداوا میکرد. پدر جین در سال 1990 و مادرش در اکتبر سال 2007 میلادی از دنیا رفت. نام اصلی او جویس پنهلوپه ویلهمینا فرانکن برگ است. اما او از 17 سالگی و با ورود به عالم هنر نامش را به جین سیمور تغییر داد.
این هنرپیشه محبوب، فعالیت حرفهای خود را از سال 1969 با فیلم «اوه چه جنگ عاشقانهای» آغاز کرد و پس از مدت کوتاهی با کارگردان همان فیلم مایکل اتنبورو ازدواج کرد. نخستین فیلم جین سیمور که مورد توجه عرصههای هنری بینالمللی قرار گرفت، فیلم زندگی کن و بمیر از مجموعه فیلمهای جیمز باند بود. او اوایل ساخت مجموعه تلویزیونی پزشک دهکده با جیمز کیچ همسر فعلی خود آشنا شد و با او ازدواج کرد. او 4 فرزند و 2فرزندخوانده دارد و همیشه تلاش کرده است علاوه بر حضور در عرصه هنر به زندگی خانوادگیاش نیز رسیدگی کند. او از زنان فعالی است که در امور خیریه نیز مشارکت دارد. جین سیمور سال 1999 موفق به دریافت لقب OBE از ملکه انگلستان شد. او در سالهای فعالیت جوایز بیشماری را از آن خود ساخته است که از آن جمله میتوان به دریافت جایزه بهترین هنرپیشه زن گلدنگلوب سال 1981 به خاطر فیلم شرق ارن، جایزه بهترین هنرپیشه زن نقش مکمل در سال 1988 به خاطر حضور در فیلم اوناسیس، ثروتمندترین مرد دنیا و همچنین دریافت جایزه بهترین هنرپیشه زن تلویزیون در سال 1996 به خاطر نقش دکتر مایک در مجموعه تلویزیونی پزشک دهکده اشاره کرد. جالب است بدانید، رنگ چشمان جین سیمور باهم متفاوت است. یکی از چشمان او قهوهای و چشم دیگرش سبز است.
آخرین فیلم جین سیمور، راننده کور نام دارد که ساخت آن، سال 2007 به پایان رسید. جین سیمور عاشق خانوادهای پرجمعیت است و به همین دلیل، همیشه همراه 4 فرزند و 2 فرزندخواندهاش است. ایفای نقش دکتر مایک، زندگی خانوادگی او را بشدت تحت تاثیر قرار داده است. به عبارت دیگر او خودش هم باور کرده است که باید فداکار و مهربان باشد و به همین علت همواره در تلاش است که حتی در زندگی شخصیاش از این شخصیت محبوب و دوستداشتنی الگو بگیرد. او مادر بودن را با اهمیتتر از هر شغل دیگر میداند و معتقد است، همان اندازه که مسوولیت مادری ترس و نگرانی به همراه دارد، به همان اندازه نیز لطف خداوندی تلقی میشود.
از هالیوود تا کلرادو اسپرینگز
جولاندو از دیگر هنرپیشههای اصلی مجموعه تلویزیونی پزشک دهکده است که نقش سالی، همسر دکتر مایک را بازی میکند. او که 9 دسامبر سال 1961 در آمریکا متولد شد، فارغالتحصیل رشته بازیگری است. او با حضور در مجموعه تلویزیونی پزشک دهکده به شهرت جهانی رسید و به این ترتیب، به عنوان یکی از بهترین و زیباترین بازیگران مرد انتخاب شد. بر این اساس، میتوان گفت که پزشک دهکده سکوی پرشی برای این هنرپیشه بوده است. او فعالیت خود را در هالیوود و از یک رستوران آغاز کرد. زمان شرکت در کلاسهای بازیگری هالیوود جولاندو در رستورانی در هالیوود آشپزی میکرد. برای نخستین بار با ایفای نقشی در فیلم خانه دریایی فعالیت هنری خود را آغاز کرد و پس از بازی در فیلم یک زندگی برای زندگی مورد توجه علاقهمندان سینما قرار گرفت.
او علاوه بر این، در فیلمهای مطرح دیگری مانند به حد مرگ دوستت دارم و همچنین فیلم بدون رمز کنترل به ایفای نقش پرداخت و همکاری در مجموعههای تلویزیونی سرزمین بالاتر و سرزمین تابستانی را نیز در کارنامه هنری خود به ثبت رسانده است. جولاندو سال 1997 با کریستن بارسو ازدواج کرد. این زوج دارای 2 فرزند پسر و یک فرزند دختر هستند. او بشدت از بازیهای کامپیوتری و بیکاری متنفر است و اوقات بیکاری خود را به باغبانی و گلکاری اختصاص میدهد. جالب است بدانید، چهره واقعی جولاندو با چهرهای که از او در مجموعه تلویزیونی پزشک دهکده میبینید بسیار متفاوت است.
هنوز هیچی نشده صدای بعضی تماشاگرها درآمده که بازیکن بی غیرت نمی خوایم، نمی خوایم!
در اینجا ما روش های غیرت دار شدن را به فوتبالیست هایی که غیرتشان رباط صلیبی پاره کرده یا کلاً غیرت کمرنگی دارند می آموزیم:
- روزی پنج مرتبه فیلم داش آکل را ببینید، تمام فیلم های مسعود کیمیایی پیشنهاد می شود!
- از این جملات در مقابل بازیکن حریف استفاده کنید: از من رد شی قیمه قیمه ات می کنم! دریبل مریبل بزنی خرخره ات رو می جوم! لایی بزنی ........! ( به دلیل تضاد با عفت عمومی و سایر عفت ها از چاپ این کلمات معذوریم!)، اگر بازیکن حریف خواست گل بزند با تکل جفت پا بروید توی کمرش!
- در صورت امکان خودتان را به شکلی مصدوم کنید که نیاز به بخیه داشته باشید، تعداد بخیه با غیرت رابطه مستقیم دارد!
- به جای آن شورت های ورزشی بدترکیب، شلوار خمره ای بپوشید و کمربند با سگک فلزی درشت ببندید!
ظاهر زیبا و مغروری دارند اما باطنشان بر میگردد به بچه های راه اهن و مولوی
نه ظاهر زیبایی دارند و نه باطن زیبایی (البته پسران هیچ وقت نمی توانند باطنی زیبا داشته باشند و حتی معنای ان را هم نمیتوانند درک کنند
ظاهر زیبایی ندارند اما باطنی زیبا ودلنشین و جذب کننده ای دارند که البته:
گشتم نبود نگرد نیست
بعضی پسران هستند که (ببخشید ؛شرمنده ) خر به دنیا می ایند و گاو از دنیا میروند خر به دنیا می ایند چون از زندگی هیچ چی نمی فهمن و گاو از دنیا میرن چون تمام عمرشان را به خردن و خوابیدن مشغول بودن و هیچ گاه سعی نکردند که چیزی را بفهمند ( البته کار خوبی کردند چون زور بی خود می زدند
دسته پنجم پپرانی هستند که به ظاهر پسر هستند و پسرانه رفتار می کنند اما در باطنشان دوس دارند دختر باشند که این خصلت در صحبتها و اسامی که برای خودشان در نظر می گیرند کاملآ مشخص است . به عنوان مثال:
پیشی ملوسه
پیشی را برای ظاهر در نظر گرفته که بگوید من سبیل دارم پس مردم اما کلمه ی ملوسه ظاهرش را مشخص می کند چون همان طور که عزیز عزض فرمودند :
کلماتی مانند عروسکم؛ملوسکم؛خوشکلم؛نازم ؛عزیزم و...... برای دختران به کار می رود .
یه کلمه هم از زبون مادر شوهر
مردان هیچ قدرتی ندارند مخصوصآ در برابر اسلحه ی زنانه.
اما اگر بخواهی احساسی برخورد کنی می فهمی درست است (اما مردان قدیم(چون:
انها سبیل دارند از نوع در رفته و بلندش
ریش دارند از نوع پر پشتش
مو دارند از نوع فرفری و بلندش
هیکلی دارند بلا نسبت فیل(داداش کوچیکه و این حرفها
شاید همه ی اینها نشان دهنده ی قدرت باشد اما خوووووووووووب در پسران امروزی که نگاه کنی:
نشانی از ریش و سبیل نمی بینی
ریششان را به دلیل مد سه تیغه میکنند وبه جای ان خطی میگذارند به نام خط ریش( ان هم برای این که مردم بفهمند اینها خانوم نیستند و مثلآ اقا تشریف دارند
موهای فرفری هم از مد افتاده
و به جای ان از وسایلی از قبیل کلاه گیس؛ سشوار ؛ ژل و کتیرا و ...... استفاده میکنند.(البته بعضی ها برای این که نشان دهند هنرمند هستند موهای خود را تا منتها الیه شانه ها یا کمر خود بلند میکنند
دیگر از ان هیکل و شکم خبری نیست چون تمامی پسران به باشگاه بدنسازی میروند و هر کدام به جای وانت پیکان که با ان کار کنند اسبی دارند که سوارش میشوند و موهای خود را بر باد میدهند.
زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم
ناز بنیاد مکن تا مکنی بنیادم
پس این سوال بر همگان به وجود میاید که این موجودات جرا زنده هستند و همچنان نفس میکشند؟؟؟
ایا این همآن خشم و غضب خدا نیست؟
ایا این همان عذاب الهی نیست؟
چه عذابی از این بالاتر که پسری به دختری بگوید دوست دارم؟
این همانند انی است که عزراییل به فردی لبخند بزند و بگوید عزیزم بیا بغلم.
خبر جدید:
طبق امار گرفته شده به نتیجه رسیده ایم که اکثر دخترانی که والدینشان نفرینشان میکنند و به قول معروف اق والدین میشوند دچار این گونه عذابها میشوند .
اخطار:
به تمامی دختران توصیه میشود هر گاه به همچین موجودی برخورد کردید میتوانید از کلمه ی بپر استفاده کنید چون انها میپرند.
اقایان متفکر
تا حالا اقایی رو دیدین در حال فکر کردن باشه ؟ ؟؟؟من که هر وقت دیدم این قدر خندیدیم که انگار خنده دار ترین جک دنیا را برام گفتن.
بعضی از اقایون وقتی فکر میکنن با سبیلهاشون ور میرن و اونها را میکنن طوری که وقتی فکرشون تموم شد و خواستن راه برن میبینن تعادلشون به هم میخوره .
بعضی از اقایون وقتی می خوان فکر کنن دستشون رو میگیرن به دو طرف صورتشون وهی دستاشون رو بالا پایین میکنن مثل این که دارن صورتشونو میشورن طوریکه وقتی فکرشون تموم میشه صورتشون پوست انداخته وباید 10000 تا پماد خرجش کنن.
بعضی از اقایون وقتی فکر میکنن تا منتها الیه انگشتانشان را داخل بینی فرو کرده و میچرخانند طوری که اشغالهای بینی که سهله؛مایه ی برون مغزی و درون مغزی هم میاد بیرون.
بعضی از اقایون وقتی فکر میکنن بدنشان به خارش میافتد از نوک انگشتان پا تا فرق سرشان که شپشها کیلو کیلو از ان میپرند بیرون.خلاصه اینکه کوره های روی پوستشون کنده میشن.
خلاصه اقایون با فکر کردناشون کارای خنده دار دیگه ای هم هست که انجام میدن اما چون میترسم روده تون از خنده بترکه فعلآ نمیگم .
فواید فکری در اقایان:به پوست اندازی ونظافتشان کمک میکند. در روحیه و اخلاقشان بسیار موثر است باعث ساکت شدن انها میشود برای اصلاح صورتشان مفید است.
نتیجه گیری اخلاقی:هر وقت احساس کردید مردی احتیاج به نظافت عمومی دارد به او سوژه ای برای فکر کردن بدهید.
استدلال ثابت شده این قضیه:
اقایان زیاد فکر میکنن اما هیچ وقت نتیجه نمی گیرند از فکرشان .
اقایان حرف زیاد میزنند ولی اهل عمل نیستند هیچ کدامشان.
اعتماد به نفس کاذب در پسران
این یک بیماری مسری در پسران است . اگر برادر و یا دوست پسر و یا پسر شما این بیماری را بگیرد یقین بدانید که در عرض کمتر از یک هفته کل پسران محل را مبتلا میکند پس برای جلوگیری از این بیماری اگر کسی را مشاهده کردید که مبتلا است حتمآ او را قرنطینه کنید.
علایم این بیماری:
1-:گذاشتن ریشهای نخ قیطونی.
2-:طرز نگاه کردن به صورت عجیب غریب.
3-:تکرار جمله ی هوش پسران بیش ازدختران است .
4-:ایستادن زیاد رو به روی اینه.
5-:استفاده از جملاتی شبیه همین که گفتم؛حرف من درسته؛حرف مرد حرفه و....
6-:مخالفتهای پی در پی.
7-:پایین بردن شخصیت دختران برای تقویت روحیه.
8-:خواندن اشعار پر محتوا از قبیل پسرا شیرن مثه شمشیرن(دوپینگ
9-:روزی 50 دفعه شنیدن پسر پسر قند عسل توسط مامان جون یا کاست ضبط شده توسط مامان جون.
10-:خواندن کتابهبیی از قبیل:
چگونه اعتماد به نفس خود را بالا بریم؟
انرژی درمانی
تقویت اراده در 20 روز
من بهترینم
و.......
11-:زدن وبلاگهای تک نفره به عنوان حزب پسران دختر ستیز.(همچین میگه حزب ادم فکر میکنه با یه هی یت طرفه در صورتیکه نویسنده و خوانندش یه نفره)
به امید بهبودی همه پسرا
محققان چینی پس از سالها مطالعه اعلام کردند که راز پایداری دیوار چین در طول قرنهای گذشته، استفاده از برنجهای چسبنده در تهیه ملاط این اثر تاریخی بوده است.
براساس یافتههای محققان چینی، کارگرانی که در حدود شش قرن قبل در سالهای حکومت سلسله مینگ بر امپراطوری چینیباستان، مشغول ساخت دیوار چین بودهاند، برای ساخت ملاط از ترکیبی شامل آرد برنج چسبناک و آهک استفاده میکردند.
به گفتهی محققان، ملاط بهدست آمده آنقدر قطعات مختلف دیوار چین را به هم محکم میچسباند که علفهای هرز نمیتوانند بر روی این اثر تاریخی رشد کنند.
استفاده از برنج چسبناک در ساختمانسازی که در قرنهای گذشته یکی از غذاهای اصلی مردمان شرق آسیا محسوب میشد، یکی از بزرگترین ابداعات جالب توجه مردمان منطقه شرق آسیا در قرنهای گذشته بوده و از این روش به کرات در ساخت بناهای تاریخی برجای مانده از سلسله مینگ به ویژه مقبرهها، معابد و قصرها استفاده میشده است.
این درحالی است که بناهایی که با استفاده از این شیوه احداث میشدند، در برابر زلزلههای بسیار شدید هم مقاوم هستند. 


بعضی از اونا واقاً می خونند وقتی میرن سر کتاب تا یکی دو ساعت دیگه کلشونو از کتاب بر نمی دارند . عادت دارند زیر مطالب کتاب خط بکشند که بعدا بخونند
بعضی هاشون هم که مثلا درس می خونند کتاب جلوشونه چشمشون هم روی کتابه ولی حواسشون یه جای دیگست ...
یه عده ای هم هستند که به بهونه اینکه مشکل دارن زنگ میزنند خونه دوستشونو دوستشون هم از خدا خواسته حدود یک ساعت و اندی به طوری که اشک و دود تلفن در میاد !!
و اما پسر ها:
یا درس نمی خونند یا وقتی می خواند بخونند باید حسش بیاد. وقتی حسش میاد که شب امتحانه ...
یه کم که درس خوندند یه موردی پیش میاد و بهش خیره می شوند
و به یه چیزی فکر می کنند بعد انگار که درس خوندند بلند میشند میرن استراحت می کنند بعد از یک ساعت استراحت دوباره میرند میشینند فکر می کنند . وقتی فکرشون تموم شد کتاب را ورق میزنند یه کم براندازش میکنند وزنش می کنند استخاره می کنند برای خودشون تقسیمش می کنند میگند تا ساعت فلان اینقدر می خونم تا ساعت فلان اینقدر بعد میرن استراحت کنند . حین استراحت حسشون تموم میشه حال ندارند برند بخونند ولی چون می دونند فردا امتحان دارند پا میشند میرند سر کتابشون.
همینجور که می خونند هیچی حالیشون نیست چون جای دیگه فکر می کنند(لازم به ذکر است که هیچ وقت در هیچ موقعیتی فکر نمی کنند فقط موقع درس خوندن فکرشون میاد) بعد از نیم ساعت دوباره میرن استراحت، بعد سه ربع استراحت می بینند خیلی دیر شده .دوباره میرنند درس بخونند این بار می خونند یه چیزایی هم یاد میگیرند ولی چیزایی که یاد نمی گیرند را میذارند که فردا از دوستاش بپرسند یه کم به معلمشون فحش میدند می گند اینارو درس نداده . خلاصه آخرش نمیرسند کتاب را تموم کنند فردا میرند میبینند که دوستاشون یه چیزایی می گند که تا حالا به گوششون نخورده بعد اعصابشون خرد میشه اونایی هم که خونده بودند یادشون میره به همین سادگی
| Design By : Pichak |
